شیرین تر از عسل
گل ناااااااااااز مامااااااااااااااان سلااااااااااااااااااااام
روز قشنگ دل انگیزت بخیــــــــــــــــر عزیزممممم

اول بذار مامانی فدای اون دستای خوشگلت بشه 
تازگیها دستات رو باز میکنی و به انگشتات خیره میشی دو تا دستت رو به هم میمالی انگار میخوای نقشه بکشی بری یه جایی رو بهم بریزی
قربونت برررررررم
اما نه به دستات نیگا میکنی و بعدش باهاشون پاهای تپلیتو میگیری زندگــــــــــــــــــی
دیروز وقتی پمپرزت رو عوض کردم داشتم تلفنی با مامان جون صحبت میکردم که دیدم پاهات رو به زحمت تو دستات گرفتی و داری به سمت دهنت میکشونی و برای خودت با صدای مخصوصی که داری آواز میخوندی نفســـــــممم 


واکسن چهار ماهگیت رو چند روز پیش زدی و کلی گریه کردی اما بعدش خوابیدی ووقتی بیدار شدی حسابی بازی کردی و شنگول بودی من و بابا در کمال حیرت بهت نیگا میکردیم
آخه انتظار گریه و تب و بیحالی داشتیم. ماشالله حالت خوب بود و خدا رو شکر تب نکردی 
همون شب رفتیم پارک و شما حسابی از دیدن چیزای عجیب و تازه لذت بردی

بعدش هم تولد فاطمه زهرا دختر عمه شما بود که بنا به دلایلی دیر رسیدیم و خلاصه همه چیز تموم شده بود
فقط بابادکها مونده بود برای شما
کلی باهاشون بازی کردی قربونت برم

سلام کردن یاد گرفتی اینطور که بهت سلام میگم و دستم رو میکشم برات شما هم میخندی و دستت رو بلند میکنی اما نمیتونی تو دستم بذاری هنوز زوده برات گلمممم
وقتی غذا میخوریم به دست و لبهامون نیگا میکنی و شما هم شروع میکنی لبات و خوردن
یا وقتی صحبت میکنیم و برات چیزی رو تعریف میکنیم بازم با دقت به لبهامون نیگا میکنی و شما هم لباتو تکون میدی و میخوای حرف بزنی بعدش شروع میکنی صدا درآوردن از بووووووووَ گفتن و آغا و گخهَ و اومهَ گفتنات تا حباب درست کردن با آب دهنت قربونت برررررررررررمممم
از موتور سواری خوشت میاد و گاهی بابایی میبره یه دور بهت میده با کنجکاوی به همه چیز نیگا میکنی و آخرش میایی خونه با خنده میپری تو بغلم که همون موقعست دلم میخواااااااااااااااااااااااااد بخورمــــــــــت
خوردنیه مامااااااااااااااااان
وای خدایا شکرت هزاران مرتبه شکر



شیرین تر از عسل
